پـــر پـــــــرواز
گر دگر باره فریب ابلیس، خورم من دگر باره این عقل و دل را نبخشم من ای ابدی عاشق من! تحمل تا چه حد؟ درماندم ز توبه های کودکانم بی حد باز دست های عاشقانه و اسمانی تو باز و من به خواب ناز و فرو به فکر راز تا کی به خواب و بیداری زندگی را به دوش آرم؟ کافیست ای خدام، با شوکی به هوش آرم چه گناهی دارم من که گنه شاید کنم بعد یک باره و صد باره، چند مرتبه خطا باید کنم بعد؟ تو به ها چه نظم و صفی دارند هم دوش هم بخشش ها چه قراری دارند در باب من؟ بارالها! نه دگر فزونی روزی خواهم دگر نه آرمانها و رویا های شیرینم را میزان بحر من فقط تورا می خواهم زین بعدم تورا می خواهم با اغوش باز بی قبلم بماند به یادگار از: دریاⓝ دل نوشت: چه فایده ؟ تلنگر پشت تلنگر ای خدا جونم...عاشقمی میدونم....عاشقتم بدون گذر یادْ بر خاطرات کودکی را بردم ز دل بیقرار دریا نغمه های آسمانی را شنیدم شنفتم از لبان ترماهی زمزمه هایی شنفتم از چشمان منتظرش عاشقانه رازهایی شوق رسیدن به دریا رامی چشیدم او مرا میخواهد،من او را می خواندم ز دنبالم دریا به خودش زد دلش را بلند کرد در ترانه اینبار نوایش را بهر دلم سراغی گرفت دریا نا گه دلم کرد هوای دریا آری!من دلباخته دریا شدمبی علت گر بپرسی ز من،بهر یک علت گویم که چه دانی تو ز دل ما فارغ است چنین دوستی ای زعلت جویی ما کدامین مشک این بو را دارد!؟ کز پیوند دریا و جنگل خبر دارد تا که یک را دیدیم،منو آن دریای ناز را حلّال در محلول خود کرد این دل تاز را بوی شرجی خواب صدف ها را دوست دارم قایق مرداب اشتیاق ساحل را دوست دارم شکوفه بلند قدان جنگل را دوست دارم راه خاکی،کوچه های تنگ را دوست دارم آواز موج های عاشق را دوست دارم هم نشینی در تاریکی شب را دوست دارم بماند به یادگار از : دریا دل نوشت: پ ن: ببخشید که خیلی دیر آپ کردم، امتحان دارم" میدونم شعرام وزن خوبی نداشت"... تو ادامه چندتا از دریاعکس خودم انداختم،اگه مایل بودی برو ادامه که تاریک و روشنی را معنا کرد ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ محرّک این جَزر و مَد دریـــا کیست؟ که موج های بیقرار را برپا کرد ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ منیر این چراغ شب کُره کیست؟ که بخشش خورشیدرا ابقا کرد وارث این ماهیان تشنه لب کیست؟ که به تحویل بهارزندگی القا کرد ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ دردمند این آسمان سنگ کیست؟ که نرمی و سختیِ قلب را اجرا کرد ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ناظر این کشتی غرق در مرداب کیست؟ که رهایی ز بند را به حبس ابد دارا کرد ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ جایگاه این روح ما ها،پیش کیست؟ که حکمت دو سجده را به عقل ایفا کرد ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ آفریننده این چهار فصل کیست؟ که زحمت زمستان را به پای بهار یارا کرد ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ ♥ رهاکننده این قطرات یکرنگ کیست؟ که تک رنگی را به دوهزار چهره آشنا کرد بماند به یادگار از: دریا Ⓝ سالیانی گذشت به نگاشتن این جویبارها گر توانی نقاش! به این اثر روحی ببخش دست کم گر نتوانی به باد ها دادی ببخش فریـادی را با بیداد به همراهی بگیر آری! روح القــــدوس را سراغی بگیر قربتی آیا تو داری نزد عیسی پور مریم؟ منفذی داری آیا؟تابیاید باگوش جـــان او؟ به صلیب اگر کشیده شدی مسیح باش نه مترسکه سره جالیز . . . خیــــر!نه توانی روحی پدیـــــــــد آری! نه حتی راهی تا اورا بسمت خویش آری! این هنر نزد کدامین نقاش ایست؟ که نزد همان گمشده فردا ایست! هــــمچـــون هنــر قابل و مقابل تو نزد انسانی هیچ نیست تقابل تو گـر توانـی تو ... هنری خلــق کنــی بازنتوانی به هنر...هدیه جانی کنی بماند به یادگار از: دریا Ⓝ کی توانم که درویشت شوم من؟ صراطی پیداست آسمانی که شیدایت شوم من؟ شیدا!نه همی دلباخته فرهاد شوم من عاشق!نه همی جانباخته مجنون شوم من کی توانم که همی جلب رضایت بکنم؟ جاده ای پیداست آسمانی...جان فدایت بکنم؟ گردریاهاخشک<ابرها سنگ شونددرنظرمن! تو مروارید کمیابی در دل تنهایی من! گر جنگلها خاری>کوه هاباخاک شوندهمسان دردیده من جرعه آب خواستنی هستی اندر عطش سوزان من چه عصیانی توانم تا کنم>بعید ازمهرتو! آری آری هر لحظه ز رگ نزدیکتری تو! دادم رهایی دل پاک را ز جسم غافل از آسمانی کردم زندانی روح را در قفس دریایی و آاسمانی بماند به یادگار از: دریا Ⓝ ای اشتیاق باز من! مشتاق شــــوق وصل شو... ای ضربان تیز من! مضرب آواز قلب او شو...
ای آغـــــــــــوش داغ من! سوی لمس تپش هایش بگشا... ای روح پاک جسم من! پرهایت راسوی پرواز ابدیت بگشا...
ای چشمان دریایی من! چودریا به مخلوق آرامش بده... ای دست زیبا پسند! به مخلوق چو رز زیبایی بده...
ای تن خسته من! جان ده برابر او... ای یار ناپیدایم! دل و جان ده برابر او...
ای پای برهنه من! یاد کفش بزرگان را مکن... ای فیل خاکستری من! یاد هندوستان را مکن...
ای ذهن مختوش من! سوی تفکر باز شو... به من بگو صاحب این حس غریب کیست؟ ای سپهر ابری! بِوَز بر دل تنگم... ای باران تیز! ببار بر حلق تشنه من...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سوی پرواز ابدیت . . . پَر پرواز من کوی؟ پرپرواز!لایق دیدار نبودم؟... ای دل من!غمخوارت کوی؟دارنده این قفل درت کوی؟ دوست ندارم آسمان"سقف"کلبه ام باشد... دوست دارم آسمان "فرش"کلبه ام باشد... سکوت شب و سایه ساجد... بخوان ای محترم ـ ارجمند به درگاه یار... ما همه سوی توئیم...هیچ نیستیم... اما هر چه هستیم با تـــــــــــوئیم... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تا دست به قلم بردم واژه ها آمدند بی صبر... تا مفهومی ساختند آواز نواختند بی دف.... چو مصرعی را سرودم.مصرع بعدی راخود سرود! چو بیـــتی را سرودم.بیــــــــــت بعدی را خود سرود! بی وزن و قافیه گویم من شعر را... تو ببخش بر من این حـــــــــــــس را... بماند به یادگار از: دریاⓝ در زمین... ای آتش افروخته!بیاموز از آرامش آب... ای آب خرامان!بیاموز به دورو یکرنگی آب... ای زمستان سپید پوش! بیاموز سبزی را ز بهار... ای بهار سبز پوش!بیاموز یکرنگی را ز زمستان... آب شد زمستان ز نجابت! سبز شد بهار ز خجالت! خورد شد تحویل ز وساطت!![]()

![]()


من دریاییم... کی آسمانی خواهم شد ؟![]()
❤❤ ادامه رو نمیبینی ؟ ؟ ❤❤![]()


![]()
![]()


![]()

آمین....

![]()


![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |




